الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
58
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
فرمان شاهعباس به عنوان سفارت نزد پادشاه روم گسيل شد « 1 » . يادآورى مىشود ، نام او را در آغاز اين ترجمه طبق برخى از تاريخهاى پارسى كه در روزگار شاهعباس تدوين شده است « حسين » نوشتيم ليكن از خلال پارهاى از اجازههايى كه در اين روزگاران صادر شده و از آخر وسائل الشيعة شيخ معاصر و از امل الآمل چنانكه نقل خواهيم كرد نام او قاضى معز الدّين محمّد است . قاضى معز الدّين از گروهى از جمله ، شيخ عبد العالى بن شيخ على كركى روايت مىكرده ، شيخ معاصر در امل الآمل 2 / 232 مىنويسد : مولانا معز الدّين محمّد ، فاضلى بزرگوار است و از شيخ بهايى روايت مىكند ، پايان . مؤلف گويد : به حق مىتوان گفت ، مقصود شيخ معاصر ، از معز الدّين محمّد ، مترجم حاضر ، قاضى معز است ، و از اينكه نوشته است وى ، از شيخ بهايى روايت مىكند سخن بىاساسى است ؛ زيرا هر دوى آنها از شيخ عبد العالى كركى كه فوقا ياد كرديم . روايت مىكنند و خود شيخ معاصر ، در آخر وسائل و ديگران در تأليفاتشان ، به اين موضوع متوجهاند كه هر دو بزرگوار در اجازهء روايتى از عبد العالى مشتركاند « 2 » .
--> ( 1 ) - عالمآراى 2 / 848 مىنويسد : شاهعباس ، سيادت پناه قاضى خان را كه سيدى بزرگ و عالىشأن و نيكواخلاق و منصب صدارت را داشت از ثروتمندان بود به رسالت روم تعيين كرد و مبلغ هزار تومان و ديگر از لوازم را در اختيار او گذارد ، و از فضلاى اين ديار قاضى معز اصفهانى و ملا حسين ندوشنى يزدى كه از دانشمندان روزگار است ، قاضى مؤمن و حكيم عبدى طبيب اردبيلى را به همراهى با صدر مذكور مأمور ساخت - م . ( 2 ) - حاج شيخ عباس قمى ، در فوائد الرضويه 2 / 432 مىنويسد : معز الدّين محمّد بن تقى الدّين اصفهانى در روزگار شاهعباس ، قاضى اصفهان بود و محمّد تقى مجلسى از وى روايت مىكند و او از شيخ عبد العالى كركى روايت مىنمايد . و از نامهء دانشوران ذيل شيخ ابراهيم قطيفى به دست مىآيد كه قاضى معز سيد حسينى است و به همين مناسبت اجازهء از سيد